خانه عناوین مطالب تماس با من

جهان بلاگ

جهان بلاگ

دسته‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی 800
  • حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری 80
  • حسام الدین شفیعیان-شعر 40
  • حسام الدین شفیعیان-داستان 30
  • حسام الدین شفیعیان-طنزنویسی 10
  • حسام الدین شفیعیان-ساخت کلیپ 20
  • حسام الدین شفیعیان-عکس نویسی 15
  • حسام الدین شفیعیان-متن ادبی 9
  • حسام الدین شفیعیان-نقاشی 16
  • حسام الدین شفیعیان-عکس شخصی 42
  • عیسی مسیح 20
  • جایزه ادبی فانوس 56
  • حضرت داوود (ع) 3
  • یوحنا 10
  • گوناگون 37
  • حسام الدین شفیعیان 9
  • حسام الدین شفیعیان-کتاب فانوس 8
  • عکس 11
  • Saint Joseph 5
  • Mary, mother of Jesus 2
  • مسیحیت 19
  • هنرمندان 21

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • آخرین یادداشت خوش آمدید
  • بازسازی چهره عیسی مسیح-گوناگون
  • بازسازی چهره عیسی مسیح بر اساس کفن تورین
  • بازسازی چهره های تاریخی
  • بازسازی چهره های قدیمی تاریخی به تیپ امروزی
  • چهره‌های مشهوری که شباهت زیادی به افراد تاریخی دارند
  • چهره‌های مشهوری که شباهت زیادی به افراد تاریخی دارند
  • سعدی کهن-سعدی پست مدرن
  • جرالدین چاپلین-دختر چارلی چاپلین
  • قمرالملوک اعتماد قاجار نوه دختری امیرکبیر

بایگانی

  • آبان 1400 57
  • مهر 1400 1207

جستجو


آمار : 13147 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • قطار شماره123-3 چهارشنبه 28 مهر 1400 20:35
    برف زمین را سفید پوش کرده..بچه ها به دنبال آدم برفی درست کردن هستند. قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..هویج و کلاه بافتنی رنگو رو رفته ی سر به سر گذاشته ی سفیدی رنگی بی رنگی.دانه های ریز بی رنگ و سفیدی زمین تشنه و نیمکت آبی ایستگاه خلوت. بچه ها با دیدن قطار به دنبال آدم برفی ها می دوند و دست تکان دادن های آرام و تند...
  • قطار شماره 123-4 چهارشنبه 28 مهر 1400 20:33
    به نام خداوند بخشنده و مهربان قطار شماره 123/داستان شماره4/ قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره 123...رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی .چندزن و مرد و چند بچه قدو نیم قد.. سگ ولگردگوشه دیوار نگاهش به سگ نگهبانی است که چشمانش از بین در آهنی خیره شده به گوشه...
  • قطار شماره 123/داستان شماره/1/ چهارشنبه 28 مهر 1400 20:27
    داستان شماره 1 قطار شماره 123 قطار به آرامی شروع به حرکت می کند ..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.چندبچه.گربه ای که می لنگد...بچه ها برای مسافران زبان درازی می کنند.کوپه32-پسری جوان شصتش را به آنها نشان می دهد.کوپه32-پیرمردی در حال حل کردن جدول روزنامه...
  • داستان شماره2/قطار شماره123/ چهارشنبه 28 مهر 1400 20:25
    قطار شماره123 داستان شماره2 قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.پیرمردی در حال دست تکان دادن است.پوست نارنگی .مقداری آب یخ..پیرمرد صورتش را می گیرد و به زمین می افتد.کوپه14-چند جوان موتراشیده با کلاه های هم رنگ یکی دفترچه...
  • /زمانی برای مرگ اسبها/ چهارشنبه 28 مهر 1400 20:22
    کورمال کورمال در زیر باران وارد آسایشگاه شد.سرش را روی پتوی چند تا کرده اش گذاشت که ببری آن را اشغال کرده بود سقف را نگریست که هر لحظه به او نزدیکتر می شد. از روی تخت با کف زمین آشنا شد که بدجور باعث سوزشو خراش برداشتنی جزئی بر روی دستش شد.ببر..سنگینی سقف .. نعره ای که فلزهای به شکل در آمده و تو در تو را دریدو کف زمین...
  • ((رویای پنهان)) چهارشنبه 28 مهر 1400 20:20
    صدای در کتری که داشت خودش رو می زد و نسیم بهاری و قاب عکس گوشه ی اتاق و پیرزنی که خیره به عکس نگاه می کردهمه و همه منو به این سمت از زندگی می کشید که با هم بودن و دیگر برای همیشه از هم جدا بودن را در ذهنم مجسم می کرد با گذری به کودکی خودم را می دیدم که بدون هیچ دغدغه ای در حال بازی کردن و کندن گیلاس از درخت و خواندن...
  • دوربین خاموش چهارشنبه 28 مهر 1400 20:19
    اتاق روبروی پله ها . و خانه ای که دیگر نیست خانه. یک سفره طرح دار دوغ نعناع و ظرفی سفالی و یک دیس کشک بادمجان نعناع و ترخون ماست چکیده نون سنگک..عمو برکت ا... بی بی گلبانو .رضا سبیل. لقمه پشت لقمه و دوغ..لیوان پشت لیوان..نون سنگک سفید می شود خورده می شود .صحبت از یک لقمه ی حلال و مثال عمو که دیوارها گواهی می دهند و...
  • زمانی برای مرگ چهارشنبه 28 مهر 1400 20:18
    وقتی کاترین آخرین جمله رو روی تخته سیاه کلاس نوشت هیچکس فکر نمی کرد که چه حادثه ای رخ داده که اینجوری دخترک چهارده ساله با موهای حنایی قد کوتاه..لاغر اندام کلاسشان در مقابل معلم پیر و بد اخلاق مدرسه آقای کارفیکس تونسته باشه با این جرعت و جسارت در لحظه ای که همه این فکر را می کردند که اون می خواد جواب تقسیم را بنویسد...
  • کافه فلوت-طنز کافه پیانو چهارشنبه 28 مهر 1400 20:18
    کافه فلوت /محل یورش به کافه/ اصلا به خاطر نمی یارم حالا هر چیزی که می خواد باشه رو..پشت دستام پنهان کرده باشم.یعنی استعدادشو ندارم بر عکس چیزی باشم که هستم. اصلا این کارا مال شعبده بازایی که اگه خوب بهشون نگاه کنی..می فهمی خوب یاد نگرفتن از اون قدیمیاشون. پس درد سر تون ندم برام اصلا مهم نیست می خوان بفهمین یا نفهمین...
  • مدل جدیدا چهارشنبه 28 مهر 1400 20:17
    به من بیچاره کمک کنید چند تا بچه صغیر بی پدر دارم..اقا کمک کن..خانوم تو رو به خدا یک کمکی به من درمونده کن............... کوکب سریع جمع کن مامورای اون روزی سرکلشون پیدا شده همین چند تا کوچه بالاتر سارا یک چشمو گرفتند سریع هر چی کار کردی جمع کن فلنگو ببند و الا مهمونشونی ها ..باشه تو برو منم جیم فنگ می کنم. رضا بپر...
  • من اینجا هستم چهارشنبه 28 مهر 1400 20:17
    برف سنگینی در حال باریدن است ..من کنار پنجره در حال پختن ماهی هستم .گازو بردم گذاشتم جایی که بتونم بیرونو هم نگاه کنم .کمی فلفل و زردچوبه رو ماهی ریختم..حسابی روغن کاریش کردم خیلی بیشتر از حد معمول اصلانم فکر چربی خونم و نکردم. یک لیوان نوشابه اونم غیر رژیمی بی خیال قند خون. همه میگن آخه اینم منظرایه که تو بخاطرش...
  • ساعت پنج و سی دقیقه چهارشنبه 28 مهر 1400 20:16
    ساعت پنج و سی دقیقه..همه دنیا بهم می ریزه من مطمئنم یعنی نود درصد باید همه چیز طبق یک فرضیه ی از پیش تعیین شده زیرو رو بشه. ساعت پنج و سی دقیقه شروع تمام این ماجراهاست که به مدت 2ساعت ادامه خواهد یافت و قراره دنیا بهم بریزه حالا هنوز یک ساعت دیگه مونده تا بهم ریختن همه چیز. قراره نیم ساعت به عوض شدن همه چیز یک زن و...
  • ((کنار خیابان..روی یک بلندی)) چهارشنبه 28 مهر 1400 20:14
    ((کنار خیابان..روی یک بلندی)) برق آشپزخانه را روشن می کند.از یخچال قوطی نوشابه زرد را به داخل لیوان می ریزد و به همراه نصف پیتزا روی اپن قرار میدهد.دختر بچه ای خوشحال با اسباب بازی های جدیدش بازی میکند..عروسکی که آواز عربی ای سر میدهد و دستش را بالا و پایین میکند.با دامن چین دار و کفش های پاشنه دار می خندد..عروسک...
  • اینجا یه نفر داره آواز میخونه چهارشنبه 28 مهر 1400 20:12
    تو شهرک ..فاز 3 از همه معروفتره .وقتی ازشون سوال میکنی حرف حسابتون چیه بدون مقدمه شروع میکنن برات به خوندن.آهنگی که فقط ریتم اونو خودشون میفهمن و البته طرفداراشون.حالا این وسط قراره منم مستند بسازم نمی دونم باید از کجاش و از کدومشون شروع کنم .چرا اون پیرمرد عصبانی که همیشه سر بلوک 12 تو خودشه باید بیاد و دوربین بیچاره...
  • حسام الدین شفیعیان-شعر چهارشنبه 28 مهر 1400 20:09
  • گذر از پست مدرن چهارشنبه 28 مهر 1400 20:08
    آسمان یا زمین برای تدافع فکر یا تهاجم فکر نه تهاجم فکر نه تدافع فکرو نه تخاصم فکر مرحم فکر مرحمت فکر مرحمی در فکر هنر پلویری نیست هنر بافتنی نیست هنر پوشیدنی بر فکرست میزان درستی فکر میزان شعرو میزان شاعری شعر گفتن مرحم هنر نشد درون هنرمند را گذران گذر کن از بند درون شعر فقط جای آن خوب را درست گفتن کافکا یا هدایت یا...
  • پازل تفکرات چهارشنبه 28 مهر 1400 19:57
    یک نفر پتک زمغزی زد گفت من عقاید زفکر خود فقط یک دیگر تبر زفکر او زد و یک دیگر گل زدو عقیده زد یکی مرحم فکر شد یکی رنج فکر آری جهان بعد فکرهاست جهان بر بعد فکر هاست میز گفتمان نجوم و فلسفه غربو شرق میز گفتمان عقاید نیامده از بطن عقاید بر هم صحبت جهان هست صحبت حرفهای دگر نوبرداشت از عقاید در بن شعر از برای هم نقطه نقطه...
  • جهان در بر شعر چهارشنبه 28 مهر 1400 19:49
    ای دل اگر در پس شعر کوچه بن بست تقاطع زافکار شده یکی از سفسطه پر یکی از بحران نفتو یکی گاز شده یکی در بند عقاید نظری گفت زمین مستطیل هست چطور یکی بر بند همو گفت زمین مربع زکجا میدانی گفت بهر مربع زپرگار بجوی دور خط فکر خود زاویه ای نوبساز خانه فکر تو پرواز بلندیست اگر بر درستی زآن خطو زپرگار بزن نه مربع بمانو نه...
  • سمفونی زندگی چهارشنبه 28 مهر 1400 19:37
    سمفونی فالش شده تماشاگران نت شده نت شده از سمفونی فالش زمین نت بر روی تنظیم شعر زمین دودو می فال فالش شعر فالش سیال ذهن درون سمفونی نوستالوژی میشد قیج قیج ویولون هم خود شعر میشد صدای کشیده تماشاگر سوت سوت تماشاچیان درون سمفونی چند پیانو زندگی چند پیانو مردگی پیانوهای فرسوده سازهای ناکوک ناسروده روی تکان های شعر نت...
  • شعری برای تمامی تاریخ چهارشنبه 28 مهر 1400 19:35
    شام آخر میز آخر قصه ی فردای دیگر روی میز از شعر خالی بود جای آن باران جاری بود جای آن شعر هم کاش کاشی کهکشانی دور دوران شعر از شام آخر میز آخر قصه قصه شعر میشد میز باغ شعر انگیز میشد میز جای تاریکی کجا بود روشنایی جای شعر هم میز تا خورده از غزل بود گنجشک ها خوش غزل بود طاووس ها شعر میگفتند بال های آنها شعر از غزل بود...
  • دفتر خاک خورده چهارشنبه 28 مهر 1400 19:33
    چراغ مطالعه روی میز خاک خورده کاغذهای باطله از روزانه های تاب خورده تاب بلند روی تپه ی تاب انگیز آدمک های نیمکره اینور شعرو آنور شعر سوت دست هورا اشک غم های هیولایی دودمان دود گرفته از شعر میشد تاریخ روی میخک تنهایی روی فرش شعر قرمز ایست بود چند تکان محکم شعر بیداری ناسروده ترین قصیده پائیز بود جایی فراسوی سوسوی چراغ...
  • سیاره آدمک ها چهارشنبه 28 مهر 1400 19:33
    سوت سوت سوت ایست ممتد شعر شهر خواب از شعر شعر خواب از شهر تکان تکان شعر را بتکان بر روی واژه نقطه نقطه هست نکته مغز بادامی که تلخی شعر دارد شیرینی از کام شعر انگیز دارد تابلوی سیاه زده از گوشه عکسی عکس های خواب زده خواب زدگان زندگان شعر تاریخچه کهن عصر مدرن ابیات تازه از تراشه های نوک مدادی مداد کیبوردی مداد غیر کاغذی...
  • عصر زندگی چهارشنبه 28 مهر 1400 19:32
    عصر تمام تاریخ بود ظهر شعر انگیز غروب تاریخی میان شب شعر برای شاعری خسته یا میان روز شعری دل خسته کلمات شاعری شدن که میبافت بر دل خود کوک زندگی سرفصل وصله از بهار زندگی متساوی از دو قطب بر زمین و تساوی از نیمکره از شعر بر زمین پر از گشودن شعر تا سطر اول کلمه از بند جمله خطوط منحنی از شعر میشد زندگی یا ریلی از اشعاری...
  • /شهری در دل قصه/ چهارشنبه 28 مهر 1400 19:31
    قصه شب غزلی از صبح داشت زان پس صبح طلوعی دگری را میداشت زان زپس روز زنو از روزی روزی از روز دگر از روزی بود شهری در دل قصه دگر قصه های زین پسو غصه دگر ماه در آینه خورشید میشد خورشید فلک را دور گردان میشد زان زروزی زبعد از روزی شبو شبهای دگر آمدو رفت قصه آمدنو رفتن ما اینگونه بر چرخ فلک قصه همی گردش نو زین پسو پس...
  • /کوچه دلتنگی زمین/ چهارشنبه 28 مهر 1400 19:30
    پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
  • بارش کلمات-میان زندگی-در فصلی نو چهارشنبه 28 مهر 1400 19:29
    بباران بیت بیت این غزل را بخوانا بیت بیت این غزل را برانا و بدانایی برانی براندن در غزل شعری چکانی چکاندم هم غزل هم شعر دیگر قلم تق تق کنان بود تیر دیگر بتیر از این غزل فکری دگر شو بخوانو جملگی فکری دگر شو ======= میان زندگی فصلی اقاقی اقاقی جملگی فصلی خزانی خزان در بر پائیز تا بهاران به گل خو میکند فصلی قطاران...
  • شورانگیز-شب شکن-شهر قصه ای دگر... چهارشنبه 28 مهر 1400 19:29
    مروارید چون به صدفهایی دل بسته در خود بر صدف از این شعر گل بسته میرانی و میخوانی از این بیت غزلها شور انگیز بشو تا بخوانی سرفصلها ========= میان هفت سپر تا دور گردون بیا تا جمله خوان از شعر بخوانیم غزل را وصف در شعر جمله خوانیم برای یکدگر مرحم شویم ما میان شب شکن خورشید بگردیم =========== برای شهر آواز میداد کلاغی قصه...
  • /نثر بر پیچک بر مهر ورزیدن/ چهارشنبه 28 مهر 1400 19:24
    خان به خانو سطرو سطر برگ صد از برگ دگر دفتر از یک به صد سطر به خوانی چو به سطری چو تفکر بکنی چون تراوش به ذهن از تفکر بکنی خود تراشیو تراوش زافکار زبهتر بنمایی چون نمایی زخود در درون خود نمای برون از درون تراشیدن از مهر ور به سمتی به شمالو جنوبو مغربو مشرقی مشرق از هر طرف چون بنگاری نگاری چو شرفمند به دیدن بر جهان چه...
  • /قطعه ای برای سرودن/ چهارشنبه 28 مهر 1400 19:23
    چند بلوک و چند چهارراه هیاهوی خاموش عکس کودکان در خاک صدای گریه صدای خنده صدای مات زنده ها برای تابوت ها عجیب سکوتی دارند مردگان انگار با خود تمام ارزوهایشان را به خواب برده اند حسام الدین شفیعیان
  • /پشت پرچین اقاقیها/ چهارشنبه 28 مهر 1400 19:22
    /پشت پرچین اقاقیها/ دل دلکنان دل بطلب که دلی داری دست آری از دست برون یا که خودت گلی داری زدست زخم بر قلب زدن کار همی آسان بود کاشت آن گل به دلی که دلش دریا بود رود شد عشق ولی در پی دریاها بود پشت پرچین اقاقیا کمی نور زرخ مهتابان بود شاعر-حسام الدین شفیعیان
  • 1264
  • 1
  • ...
  • 10
  • 11
  • صفحه 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 43