بنام خداوند بخشنده و مهربان
((جایزه ادبی فانوس))


1-لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به داستانویسی کردید.
شعله رضازاده ، متولد سال 1368، اهل و ساکن تبریز،دانشجوی سال چهار پزشکی
من از حدود 12 سالگی نوشتن را شروع کردم
2-از چه طریقی فراخوان جایزه ادبی فانوس را فهمیدید –به عنوان اولین
دوره تبلیغات این جایزه ادبی را در چه سطحی دیدید.
هر از چندگاهی در اینترنت فراخوان های ادبی را جستجو می کنم و فراخوان جایزه ادبی فانوس را هم از این طریق دیدم. به عنوان اولین دوره تبلیغات سطح خوبی داشت و وقتی فراخوان را دیدم فکر نمی کردم مربوط به اولین دوره باشد
3-اطلاع رسانی و روابط عمومی جایزه ادبی فانوس را چگونه ارزیابی میکنید.
همین ایمیلی که برای شرکت کنددگان زده شده و نظرخواهی از آنها پاسخگوی این سوال هست
4-اگر خودتان بخواهید داستانتان را به عنوان یک داور برسی کنید فکر
میکنید نفر چندم را به خودتان اختصاص میدهید
در مورد نفر چندم بودن نظری ندارم ،اما جزو برگزیده ها می بودم.
5-چقد کتاب میخوانید منظورم کتاب داستان و رمان ست و فکر میکنید که
خواندن کتاب در نوشتن چه تاثیری میتواند داشته باشد.
کتاب خواندن یکی از مهم ترین مایحتاج من برای زندگی است و همیشه برایش وقت کنار می گذارم
مسلما آشنایی با قلم ها و سبک های مختلف و قرارگرفتن در فضاهای داستانی متعدد یکی از مهم ترین و الزامی ترین عناصر نوشتن و خوب نوشتن است
6-برایتان جایزه مهم ست یا برگزیده شدن و یا شرکت در یک جایزه ادبی داستان.
برگزیده شدن و حضور در چنین جشنواره هایی لذت خاصی دارد و انگیزه قوی برای ادامه دادن است و جایزه گرفتن هم انگیزه ای برای دوره های بعدی
7-سطح رضایت خودتان را از اولین دوره جایزه ادبی فانوس بیان کنید.
تا این جای کار، متفاوت و خاص بوده است
8-فکر میکنید دوره ی بعدی جایزه ی ادبی فانوس چه زمانی باشه البته اگر
درست حدس بزنید در دوره بعد جایزه ای به شما تعلق میگیرد.
دی 91
بعد از تمام شدن دوره اول
شهریور 91
مهر91
آبان91
آذر91
دی91
بهمن91
9-نظر خود را درباره داستانک-داستان کوتاه و رمان بفرمایید اینکه فکر
میکنید کدام پر مخاطب ترست.
هرکدام مخاطب خاص خود را دارد اما به طور کلی داستان کوتاه و داستانک بیشتر در حوصله ی مخاطبین می گنجد
10-نظرتون درباره نام جایزه ادبی ما چیه به نظر شما فانوس چجور حسی رو در
شما ایجاد میکنه؟
فانوس حس خوب سوسوی روشن در شب تاریک را دارد...یک امید برای ادمه دادن، برای قدم برداشتن...و اینکه کسی حواسش به تو هست!
11-شما به عنوان یک نویسنده داستان وقتی قلم بر کاغذ میگذارید شروع
میکنید به داستان نوشتن یا قبل از نوشتن تصمیم به پرداخت سوژه و طرح و
آستانه و پایانه و... داستانتان میکنید.
قبل از نوشتن به سوژه و طرح می پردازم برای مدت زمان نسبتا طولانی البته بسیاری از اوقات بعد از نوشتن ممکن است آستانه و پایانه و طرخح تغییر کند اما سوژه ثابت می ماند
12-و به عنوان سوال آخر نظری-پیشنهادی و انتقادی اگر دارید برای بهتر
برگزار شدن دوره بعدی ذکر نمایید.
امیدوارم اولین دوره آنقدر خاطره خوبی برا تمام شرکت کنندگان به جا بگذارد که همه بی صبرانه منتظر دوره بعدی باشیم
به نظرم اگر در فواصل بین دوره ها با شرکت کنندگان در ارتباط باشید و آنها را در جریان فعالیتها و وقایع بگذارید، برای حضور آنها در دوره های بعد بسیار مفید خواهد بود
با تشکر جایزه ادبی فانوس
بنام خداوند بخشنده و مهربان
((جایزه ادبی فانوس))
((مصاحبه))

1-لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به داستانویسی کردید.
مرضیه نفری هستم. از دوران دبیرستان شروع کردم. اما در این مدت 10 سال وقفه ایجاد شد و فعالیتی نداشتم. اما مجددا با انرژی به عرصه داستان نویسی آمده ام
2-از چه طریقی فراخوان جایزه ادبی فانوس را فهمیدید –به عنوان اولین دوره تبلیغات این جایزه ادبی را در چه سطحی دیدید.
اینترنت- فکر می کنم ضعیف بوده است. من در روزهای آخر مطلع شدم.
3-اطلاع رسانی و روابط عمومی جایزه ادبی فانوس را چگونه ارزیابی میکنید.
بسیار ضعیف.
4-اگر خودتان بخواهید داستانتان را به عنوان یک داور برسی کنید فکر میکنید نفر چندم را به خودتان اختصاص میدهید.
با توجه به اینکه رقبا را نمیشناسم نمی توان پاسخ داد
5-چقد کتاب میخوانید منظورم کتاب داستان و رمان ست و فکر میکنید که خواندن کتاب در نوشتن چه تاثیری میتواند داشته باشد.
حرف اول را می زند.
6-برایتان جایزه مهم ست یا برگزیده شدن و یا شرکت در یک جایزه ادبی داستان.
هر سه مورد مهم است. چرا که من حرفه ای به این کار نگاه می کنم.زمان زیادی صرف می نمایم.
7-سطح رضایت خودتان را از اولین دوره جایزه ادبی فانوس بیان کنید.
8-فکر میکنید دوره ی بعدی جایزه ی ادبی فانوس چه زمانی باشه البته اگر درست حدس بزنید در دوره بعد جایزه ای به شما تعلق میگیرد.
بعد از تمام شدن دور اول اطلاع رسانی شود و در بهمن ماه برگزار شود
بعد از تمام شدن دوره اول
شهریور 91
مهر91
آبان91
آذر91
دی91
بهمن91
9-نظر خود را درباره داستانک-داستان کوتاه و رمان بفرمایید اینکه فکر میکنید کدام پر مخاطب ترست.
داستان کوتاه
10-نظرتون درباره نام جایزه ادبی ما چیه به نظر شما فانوس چجور حسی رو در شما ایجاد میکنه؟
حس خو ب روشنایی و پیدا کردن مسیر
11-شما به عنوان یک نویسنده داستان وقتی قلم بر کاغذ میگذارید شروع میکنید به داستان نوشتن یا قبل از نوشتن تصمیم به پرداخت سوژه و طرح و آستانه و پایانه و... داستانتان میکنید.
ابتدا سوژه و طرح را دارم. فکر می کنم و با دقت شروع به کار می کنم. ممکن است درطول داستان نویسی طرح عوض شود. بعضی شخصیت ها پررنگ شود
12-و به عنوان سوال آخر نظری-پیشنهادی و انتقادی اگر دارید برای بهتر برگزار شدن دوره بعدی ذکر نمایید.
برگزار شدن دوره بعدی را ذکر نمایید
بنام خداوند بخشنده و مهربان
مصاحبه //چهارمین دوره جایزه ادبی فانوس//
1-لطفا خودتان را معرفی کنید .
نام و نام خانوادگی- سیدمیثم رمضانی

از شهر-جوار حضرت فاطمه معصومه (س)
شهر محل تولد- روستازاده ام- جنگل ودریا
شهر محل سکونت- جوار فاطمه معصومه (س)
سابقه داستانویسی- مشغول مشق نویسی ام . به داستان نرسیدم هنوز .
2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید. - گاهی وقتها باعث درجازدن نویسنده می شود مگر اینکه فارغ البال و آزاد بنویسد. این روزها بسیاری از داستان نویسان جوان دچار تکرار شده اند چرا که اکثر جشنواره های داستان کوتاه موضوعی اند. بنابراین اگر تبدیل به عادت شود آفت است ولی اگر فارغ از سفارشی نویسی باشد محرک خوبی است.
3-انجمن های ادبی و کارگاه ها و محافل داستانویسی را در رشد و شکوفایی استعدادها و یادگیری اصولی و تخصصی داستانویسی را چگونه ارزیابی میکنید. – این هم اگر به تکرار و انجمن نویسی و انجمن پسندی باشد یک جور دیگر آفت است .نقش اصلی در رشد داستان نویسی خواندن داستان و کتاب های دیگر در زمینه روان شناسی و فلسفه و دیگر علوم و نیز تجربه و مشاهده است. کارگاه ها برای شروع و اموختن الفبا خوب اند و نقد و بررسی داستانهای نویسنده ها می تواند تاحدودی نقاط ضعف و قوت داستان ها را مشخص کند.
4-فکر میکنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلیش را هم عنوان نمایید. – مهم نیست کدام بیشتر مخاطب دارد .چرا که در داستان به معنای کلی آنچه که مهم است کیفیت است نه کمیت . هرکدام مخاطبان خاص خودش را دارد . مهم کتاب خوب است که هر بار تعداد خواننده ها را تعیین می کند .گاهی بعد از چند سال رکود ناگهان با ورود یک مجموعه داستان کوتاه یا رمان یک انقلابی به وجود آمده و میزان خواننده ها را افزایش می دهد.
5- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.
1- ادبیات داستانی- هیچ گاه به بن بست نخواهد رسید.
3- فانوس- بازخوانی خاطرات کودکی و بمباران هوایی
4-داستانویسان- عاقل و دیوانه
5-آخرین دوره فانوس- ادامه داشته باشد اما سالی یک بار .- ضمن اینکه دست مریزاد به دبیر جوان و داستان دوست آن.
بنام خداوند بخشنده و مهربان
((جایزه ادبی فانوس))
((مصاحبه))

1-لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به داستانویسی کردید.
من شیلا آریانا هستم . فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی امیرکبیر . تقریبا 8 سال است داستان کوتاه و فیلمنامه می نویسم . چندین جایزه داستان کوتاه دانشجویی دارم .
2-از چه طریقی فراخوان جایزه ادبی فانوس را فهمیدید –به عنوان اولین دوره تبلیغات این جایزه ادبی را در چه سطحی دیدید.
فراخوان جایزه ادبی فانوس را در اینترنت دیدم . سپس برای اطلاع دقیق از فراخوان این جایزه ادبی به جستجو در مورد آن پرداختم و با وبلاگ های مربوط به جایزه ادبی فانوس آشنا شدم و اطلاعات کاملتری در مورد مهلت ارسال آثار و ... به دست آوردم .
تبلیغات این جایزه ادبی به دلیل وجود دو وبلاگ مختص به آن و اطلاع رسانی دقیق ، بسیار حرفه ای و مناسب انجام پذیرفته بود .
3-اطلاع رسانی و روابط عمومی جایزه ادبی فانوس را چگونه ارزیابی میکنید.
در تمام مدت ، چه پیش از زمان ارسال آثار به این جایزه ادبی و چه پس از ارسال آثار، اطلاع رسانی از طریق دو وبلاگ مختص آن ، بسیار دقیق و لحظه به لحظه انجام می پذیرفت که جا دارد مراتب قدردانی و تشکر خود را بابت این اطلاع رسانی دقیق ، ابراز نمایم .
4-اگر خودتان بخواهید داستانتان را به عنوان یک داور برسی کنید فکر میکنید نفر چندم را به خودتان اختصاص میدهید.
در مورد سوال مطرح شده توسط جنابعالی بیشتر ترجیح می دهم نظرات دیگر عزیزان را در مورد داستان خود جویا شوم .
در ارتباط با داستان های شرکت کننده خصوصا عزیزانی که حائز رتبه گشته یا توانسته بودند به مقام برگزیده ای دست یابند ، لازم می دانم بگویم که کیفیت آثار شرکت کننده در سطح مناسب و خوبی قرار داشته است .
5-چقد کتاب میخوانید منظورم کتاب داستان و رمان ست و فکر میکنید که خواندن کتاب در نوشتن چه تاثیری میتواند داشته باشد.
من زمان زیادی از وقت خود را به خواندن کتاب های مختلف اختصاص می دهم . بیشترین توجه ام در این روزها به کتاب های داستان های کوتاه متمرکز شده است . حقیقتا اعتقاد دارم که بهترین راه پیشرفت در امر داستان نویسی ، خواندن کتاب های زیاد در زمینه های مختلف می باشد .
6-برایتان جایزه مهم ست یا برگزیده شدن و یا شرکت در یک جایزه ادبی داستان.
صرف نظر از بحث شرکت در یک جایزه ادبی و یا برگزیده شدن یا جایزه ، من شخصا به دلیل علاقه بسیار زیادی که به داستان و فیلمنامه نویسی دارم اهمیت فراوانی برای یک داستان و نویسنده آن قائل هستم خصوصا اگر آن داستان سوژه مناسبی داشته و به نحو مناسبی پرداخت شده باشد . ولی نمی توان منکر این قضیه شد که شرکت کردن در یک جایزه ادبی و برگزیده شدن در آن جایزه می تواند انگیزه افراد را در نوشتن داستان و پیشرفت دادن کیفیت آن به نحو چشمگیری افزایش دهد .
7-سطح رضایت خودتان را از اولین دوره جایزه ادبی فانوس بیان کنید.
با توجه به اطلاع رسانی دقیق در این دوره جایزه ادبی فانوس ، صراحتا تاکید می نمایم که نظم و دقت موجود در این جایزه ادبی مثال زدنی و مورد تقدیر است و نمی توان از زحمات افراد دست اندرکار در این جایزه ادبی چشم پوشی نمود . امیدوار هستم که سالیان متمادی شاهد حضور جایزه ادبی فانوس باشیم .
8-فکر میکنید دوره ی بعدی جایزه ی ادبی فانوس چه زمانی باشه البته اگر درست حدس بزنید در دوره بعد جایزه ای به شما تعلق میگیرد.
بعد از تمام شدن دوره اول
شهریور 91
مهر91
آبان91
آذر91
دی91
بهمن91
فکر می کنم که دوره بعدی جایزه ادبی فانوس شش ماه دیگر نزدیک به دی ماه برگزار گردد .
9-نظر خود را درباره داستانک-داستان کوتاه و رمان بفرمایید اینکه فکر میکنید کدام پر مخاطب ترست.
تصور می نمایم که داستان کوتاه پر مخاطب تر باشد . شخصا فکر می کنم که هنر پرداخت آن نیز ارزشمندتر می باشد زیرا نسبت به داستانک ظرفیت بیشتری برای ارائه داستان و پرداخت و شخصیت پردازی وجود دارد و در مقایسه با رمان نیز ، همه این موارد باید با هوشمندی کامل انجام پذیرد تا داستان دچار اطناب وزیاده پردازی نگردد . از طرف دیگر به دلیل حجم متناسب آن ، چه برای مخاطب اهل کتاب و چه برای مخاطب عادی جذاب و تاثیرگذار است .
10-نظرتون درباره نام جایزه ادبی ما چیه به نظر شما فانوس چجور حسی رو در شما ایجاد میکنه؟
اولین بار وقتی نام این جایزه ادبی را شنیدم ، تصور خوبی در مورد آن داشتم . فانوس در خاطر من بیشتر برای روشن کردن راه و یافتن چیزی ارزشمند در میان تاریکی است . به عبارتی یافتن افرادی لایق که در میان انبوه تاریکی به راحتی قابل پیدا کردن نمی باشند .
11-شما به عنوان یک نویسنده داستان وقتی قلم بر کاغذ میگذارید شروع میکنید به داستان نوشتن یا قبل از نوشتن تصمیم به پرداخت سوژه و طرح و آستانه و پایانه و... داستانتان میکنید.
من در برخی داستان ها در ابتدا شروع به نوشتن می کنم و بعد هم داستان خود به خود جلو می رود . بعبارتی انگار داستان خود ، تار و پود خود را شکل می دهد و روی کاغذ نقش می بندد . ولی در برخی از داستان هایم هم در ابتدا پردازش اولیه سوژه داستان و اتفاقات را انجام می دهم و تا انتهای داستان را تعیین می کنم و سپس تنها به نگارش آن در قالب بهترین کلمات می پردازم . ولی حتی در این حالت نیز مواردی همچون دیالوگ ها ، در لحظه ، بر روی کاغذ شکل می گیرند . نظر شخصی من بر آن است که در غیر این صورت دیالوگ ها تا حدی تصنعی از آب در می آیند .
12-و به عنوان سوال آخر نظری-پیشنهادی و انتقادی اگر دارید برای بهتر برگزار شدن دوره بعدی ذکر نمایید.
من فقط می خواهم از تمامی افراد تاثیرگذار در جایزه ادبی فانوس تشکر نمایم . هیچ انتقاد و پیشنهادی ندارم . در انتها هم می خواستم از این شیوه مصاحبه و برگزاری متفاوت این جایزه ادبی که به نظر من در عین خلاقیت با لحاظ کردن شرایط تمامی شرکت کنندگان صورت می پذیرد نیز از شما تشکر نمایم .
بنام خداوند بخشنده و مهربان
((جایزه ادبی فانوس))
((مصاحبه))

1-لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به داستانویسی کردید.
2-از چه طریقی فراخوان جایزه ادبی فانوس را فهمیدید –به عنوان اولین دوره تبلیغات این جایزه ادبی را در چه سطحی دیدید.
3-اطلاع رسانی و روابط عمومی جایزه ادبی فانوس را چگونه ارزیابی میکنید.
4-اگر خودتان بخواهید داستانتان را به عنوان یک داور برسی کنید فکر میکنید نفر چندم را به خودتان اختصاص میدهید.
5-چقد کتاب میخوانید منظورم کتاب داستان و رمان ست و فکر میکنید که خواندن کتاب در نوشتن چه تاثیری میتواند داشته باشد.
6-برایتان جایزه مهم ست یا برگزیده شدن و یا شرکت در یک جایزه ادبی داستان.
7-سطح رضایت خودتان را از اولین دوره جایزه ادبی فانوس بیان کنید.
8-فکر میکنید دوره ی بعدی جایزه ی ادبی فانوس چه زمانی باشه البته اگر درست حدس بزنید در دوره بعد جایزه ای به شما تعلق میگیرد.
بعد از تمام شدن دوره اول
شهریور 91
مهر91
آبان91
آذر91
دی91
بهمن91
9-نظر خود را درباره داستانک-داستان کوتاه و رمان بفرمایید اینکه فکر میکنید کدام پر مخاطب ترست.
10-نظرتون درباره نام جایزه ادبی ما چیه به نظر شما فانوس چجور حسی رو در شما ایجاد میکنه؟
11-شما به عنوان یک نویسنده داستان وقتی قلم بر کاغذ میگذارید شروع میکنید به داستان نوشتن یا قبل از نوشتن تصمیم به پرداخت سوژه و طرح و آستانه و پایانه و... داستانتان میکنید.
12-و به عنوان سوال آخر نظری-پیشنهادی و انتقادی اگر دارید برای بهتر برگزار شدن دوره بعدی ذکر نمایید.
با تشکر جایزه ادبی فانوس((داستان کوتاه))
درود وسپاس
خداقوت
احسان غدیری هستم نویسنده داستان "بر شاخه های حسرت" و ضمن تشکر در اینجا 12 سوال شما را پاسخ می دهم
پاسخ سوال اول
احسان غدیری،متولد شهریورداغ 1360در محله شاهرخ شمالی مشهد در کوچه ای رویایی با دو ردیف کاجهای پر از کلاغ
من از پنجم دبستان با مطالعه کتابهای داستان و رمان موجود در کتابخانه پدرومادرم به ادبیات داستانی علاقمند شدم
ویادم می آید چند بار هم مواخذه شدم که: بچه جان کی به تو گفت رمان دزیره یا زوربای یونانی را از توی قفسه برداری بخوانی؟خانه مان باغچه ای بزرگ داشت که به خلنگزار می مانست.دو درخت گردوی کهنه سال و عظیم هم داشت.یادم
می آید که ظهرهای گرم تابستان دراز می کشیدم روی تخت چوبی زیر درخت گردو ودر سایه مهربان آن کتاب داستانهای شیرین را میخواندم.مثل کارهای ژول ورن یا آذر یزدی و....بعد در کلاس اول راهنمایی توی دفترم چند قصه نوشتم و
با برش زدن عکسهایی از مجله های دانستنیها و یاروزنامه ها وچسباندن عکسها کنار قصه ها ،اینگونه داستان تصویری
خلق می کردم.بعد با قصه ظهر جمعه آشنا شدم و هر ظهر جمعه میخ می شدم پای رادیو تا قصه گوش کنم. حتی چند قصه هم نوشتم و پست کردم برای آن برنامه،هرچند آنها قصه های یک پسر بچه را نمی خواندند ولی چند بار آقای سرشار اسم مرا توی برنامه اعلام کرد.در حال حاضر هم که در چندین جایزه معتبر ادبی برگزیده شده ام و سه رمان نوشتم ولی خب!!داستان کوتاه را عشق است
پاسخ سوال دوم
فراخوان شما را از طریق یکی از دوستان متوجه شدم.به سایت مراجعه کردم.تبلیغات اینترنتی بد نبود.ولی ناقص بود .مثلا نمی دانم شما کجا هستید مشهد ،تهران یا....؟بعد دبیرخانه دارید یا نه؟ ولی خداییش با مسماترین اسم را توی جوایز ادبی دارید احسنت به کسی که اسم فانوس را برگزید. واقعا یه دونست
پاسخ سوال سوم
اطلاع رسانی خوب بود ولی روابط عمومی تان را باید هل داد!! آخر من تا ایمیل نزدم به شما هنوز نمی دانستم برگزیده ام یا نه؟در حالیکه عرف است در یک بازه زمانی معین نام برگزیده ها را به آنها می گویند
پاسخ سوال چهارم
من مینویسم، این دیگران هستند که باید داوری کنند و رتبه بدهند به اثرم
پاسخ سوال پنجم
کتاب زیاد می خوانم وکلا با ادبیات داستانی قد کشیده و استخوان ترکانده ام. به نظرم تمام نویسنده ها ابتدا خواننده آثار دیگران بو ده اند.همانطور که هیچ کس تا شاگردی نکند کوزه گر یا طلا ساز نمی شود
پاسخ به سوال ششم
ببینید!! برای خود من رقابت با دیگران و اینکه در میان چند صد نویسنده جزو رتبه ایها باشم خیلی شیرین و لذت بخش است
زمانی که به من خبر می دهند در فلان جایزه رتبه آورده ای حس مادری را دارم که پسری سالم و تندرست زاییده است
ضمنا در مورد مهم بودن جایزه ،سوالتان سوال بر انگیز است !!!شما کسی را سراغ داریدکه وقتی بهش جایزه می دهند غمگین شده و پوستش کهیر بزند؟ اما از جایزه های ادبی، تندیس را واقعا دوست می دارم
پاسخ سوال هفتم
راجع به اولین جایزه فانوس باید بگویم هر کس چراغ این جایزه را روشن کرده فرهیخته ای بوده که مشخص است دغدغه ادبیات وهنر دارد.خداقوتی جانانه به او می گویم و اعلام میکنم شما با خدا معامله کردید.چون در این بلبشوی ناهنجاریها پرداختن به فرهنگ نوعی جهاد است. امیدوارم این فانوس روشن بماند و هیچ بادو طوفانی شعله زیبا و دلنشینش را خاموش نکند
پاسخ سوال هشتم
بنظرم دوره بعدی فانوس تابستان 92 و در تیرماه باشد.اگر خدا بخواهد،به سلامتی
پاسخ سوال نهم
داستانک ، داستان کوتاه و رمان همگی جزیی از پیکره ادبیات داستانی اند و هر کدام بسته به موقعیت انسانهای معاصر میتوانند تاثیر گذار وتعیین کننده باشند.البته به لحاظ تکنیک نمی شود اینها را با هم قیاس کرد ولی در میان دختران رمان ودر میان پسران داستان کوتاه پر مخاطب ترند.البته این نظر من است
پاسخ سوال دهم
اسم جایزه ادبی فانوس
اسم با مسما و زیبایی انتخاب کردید و اولین بار که این اسم را شنیدم
خودم را در کافه ای در روستایی دور افتاده با دیوارهایی کاهگلی وبا تیرک های چوبی وسقفی دود زده وفانوسهایی روشن بر طاقچه های آن دیدم.روی نیمکتهای چوبی این کافه می نشینم ودر آرامش چای می نوشم ودر سوسوی نور فانوسها به چهره افرادیکه در کافه هستند خیره می شوم،شاید سوژه داستان بعدی ام یکی از همین آدمها باشد
پاسخ سوال یازدهم
من ابتدا به ساکن سفر می کنم،می روم توی جامعه و با هر صنف و قماش آدمی نشست و برخاست و مراودت و رفاقت می کنم.آنگاه تمام آدمها و اشیا پیرامونم می شوند طرح و پیرنگ. می شوند سوژه.من ساعتها با طرح داستانم زندگی میکنم و با آن کلنجار میروم تازه آن موقع که داستان در ذهنم شکل گرفته خودم را روی کاغذ خالی میکنم.بنظرم کسی که قلم بدست میگیرد و بعد فکر میکند تا داستان خلق کند سفارشی نویس است
پاسخ سوال دوازدهم
پیشنهاد میکنم از سایه بیایید بیرون ودبیر خانه ای دائمی دایر کنید.برای خودتان کتاب سال داشته باشید و آثار برگزیده را چاپ کنید و در اختیار فروشگاههای معتبر بگذارید.وچه بهتر که یک نشست ادبی به نام فانوس داشته باشید که لااقل بصورت ماهیانه با داستان نویسها دور هم بنشینید و نقد داشته باشید. اگر می خواهید خاص و متفاوت باشید اگر میخواهید دیده شوید ودر یک کلام اگر میخواهید شعله این فانوس خاموش نشود وبا آن ادبیات این مرزو بوم را روشن نگهدارید،به فکر تاسیس انجمن ادبیات فانوس باشید و بنیادی را پایه گذاری کنید که جای خودش را در میان ادبا باز کند وماندگار شود
البته باید پشتوانه مالی داشته باشید
در پایان پیشنهاد می دهم تندیس فانوس را طراحی و انرا به عنوان نماد جایزه خود جا بیندازید ودر مجلات وروزنامه ها و نشریات وفضای مجازی آنرا بشناسانید
البته به برگزیده ها و خودم که عشق تندیس هستم هم بدهید
از شما که دغدغه فرهنگ دارید سپاسگذارم-شعله فانوستان همیشه پر نور و هدایتگرباشد.آرزو میکنم
سربلند و پیروز باشید