خانه
عناوین مطالب
تماس با من
جهان بلاگ
جهان بلاگ
دستهها
حسام الدین شفیعیان-عکاسی
800
حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری
80
حسام الدین شفیعیان-شعر
40
حسام الدین شفیعیان-داستان
30
حسام الدین شفیعیان-طنزنویسی
10
حسام الدین شفیعیان-ساخت کلیپ
20
حسام الدین شفیعیان-عکس نویسی
15
حسام الدین شفیعیان-متن ادبی
9
حسام الدین شفیعیان-نقاشی
16
حسام الدین شفیعیان-عکس شخصی
42
عیسی مسیح
20
جایزه ادبی فانوس
56
حضرت داوود (ع)
3
یوحنا
10
گوناگون
37
حسام الدین شفیعیان
9
حسام الدین شفیعیان-کتاب فانوس
8
عکس
11
Saint Joseph
5
Mary, mother of Jesus
2
مسیحیت
19
هنرمندان
21
جدیدترین یادداشتها
همه
آخرین یادداشت خوش آمدید
بازسازی چهره عیسی مسیح-گوناگون
بازسازی چهره عیسی مسیح بر اساس کفن تورین
بازسازی چهره های تاریخی
بازسازی چهره های قدیمی تاریخی به تیپ امروزی
چهرههای مشهوری که شباهت زیادی به افراد تاریخی دارند
چهرههای مشهوری که شباهت زیادی به افراد تاریخی دارند
سعدی کهن-سعدی پست مدرن
جرالدین چاپلین-دختر چارلی چاپلین
قمرالملوک اعتماد قاجار نوه دختری امیرکبیر
بایگانی
آبان 1400
57
مهر 1400
1207
جستجو
آمار : 13172 بازدید
Powered by Blogsky
گوناگون-3
حسام الدین شفیعیان
جمعه 30 مهر 1400 ساعت 04:30
0 نظر
گوناگون-2
حسام الدین شفیعیان
جمعه 30 مهر 1400 ساعت 04:27
0 نظر
گوناگون1
حسام الدین شفیعیان
جمعه 30 مهر 1400 ساعت 04:24
0 نظر
مکاشفه
آنگاه در وسط آسمان فرشتۀ دیگری را به حال پرواز دیدم که یک مژدۀ ابدی به ساکنان زمین، یعنی به همۀ ملتها و قبایل و زبانها و امتها می رسانید.
حسام الدین شفیعیان
جمعه 30 مهر 1400 ساعت 04:16
0 نظر
مکاشفه ۲۱
آنگاه آسمانی نو و زمین نو را دیدم. زیرا آسمان و زمینِ اول ناپدید شدند و دیگر بحری وجود نداشت.
۲
شهر مقدس یعنی اورشلیم جدید را دیدم که از آسمان از جانب خدا، مانند عروسی که برای شوهر خود آراسته و آماده شده باشد، به زیر می آمد.
۳
از تخت صدای بلندی شنیدم که می گفت: «اکنون خیمۀ حضور خدا در میان آدمیان است و او در بین آنها ساکن خواهد شد و آنها قوم برگزیدۀ او و او خدای آنها خواهد بود.
۴
او هر اشکی را از چشمان آن ها پاک خواهد کرد. دیگر از مرگ و غم و گریه و درد و رنج اثری نخواهد بود، زیرا چیزهای کهنه درگذشته است.»
۵
سپس آن تخت نشین گفت: «اکنون من همه چیز را از نو می سازم» و به من گفت: «این را بنویس زیرا این سخنان راست است و می توان به آن ها اعتماد کرد.»
۶
او به من گفت: «تمام شد، من الف و یا، اول و آخر هستم. من به تشنگان از آب چشمۀ زندگی، رایگان خواهم بخشید.
۷
هر که پیروز شود، این را به میراث خواهد بُرد، و من خدای او خواهم بود و او پسر من.
۸
اما سزای بزدلان، بی ایمانان، فاسدان، آدمکشان، زناکاران، جادوگران، بت پرستان و انواع دروغگویان، بحیره ای از شعله های آتش و گوگرد خواهد بود. این است مرگ دوم.»
۹
آنگاه یکی از آن هفت فرشته که هفت پیالۀ پُر از هفت بلای آخر را به دست داشت آمد و به من گفت: «بیا، من عروس یعنی همسر بره را به تو نشان خواهم داد.»
۱۰
او مرا در روح به کوه بسیار بلندی بُرد و شهر مقدس اورشلیم را به من نشان داد که از آسمان، از نزد خدا به زیر می آمد.
۱۱
این شهر، با شکوه خدایی و مانند جواهری گرانبها می درخشید، آن مانند یشم بود و به روشنی بلور.
۱۲
دیوار بسیار بلندی با دوازده دروازه داشت که بر آن ها دوازده فرشته بود و بر دروازه ها، نامهای دوازده طایفۀ بنی اسرائیل نقش بسته بود.
۱۳
سه دروازه به جانب شرق بود، سه دروازه به جانب شمال، سه دروازه به جانب جنوب و سه دروازه به جانب غرب.
۱۴
دیوار شهر بر دوازده سنگ بنا شده بود و بر آن سنگها، نام های دوازده رسول بره منقوش بود.
۱۵
فرشته ای که با من سخن می گفت، متری طلایی در دست داشت تا شهر و دیوارش و دروازه هایش را با آن اندازه بگیرد.
۱۶
شهر به شکل مربع و پهنا و درازایش یکی بود؛ اندازۀ آن با متری که در دست داشت، دو هزار و چهارصد کیلومتر بود. درازا و پهنا و بلندیش برابر بود.
۱۷
دیوارش به بلندی یکصد و چهل و چهار واحد اندازه گیری (احتمالاً برابر با هفتاد و دو متر) بود، یعنی به مقیاس های انسانی که آن فرشته به کار می بُرد.
۱۸
دیوارش از یشم ساخته شده بود. خود شهر از طلای خالص و مانند شیشه پاک و شفاف بود.
۱۹
سنگ هایی که دیوارهای شهر بر آن بنا شده بودند، به انواع گوهرها آراسته شده بودند. اولین سنگ بنا از یشم و دومی از سنگ لاجورد، سومی از سنگ عقیق سفید، چهارمی از زمرد،
۲۰
پنجمی عقیق سرخ، ششمی عقیق جگری، هفتمی زبرجد سبز و هشتمی یاقوت کبود، نهمی یاقوت زرد، دهمی عقیق سبز، یازدهمی فیروزه و دوازدهمی لعل بنفش بود.
۲۱
دوازده دروازۀ آن شهر عبارت از دوازده مروارید بود و هر دروازه از یک مروارید ساخته شده بود. جاده های شهر از طلای خالص و مانند شیشه پاک و شفاف بود.
۲۲
در شهر عبادتگاهی ندیدم، زیرا عبادتگاهش خود خداوند، خدای قادر مطلق و بره بود.
۲۳
شهر احتیاج به آفتاب و ماه نداشت که بر آن بدرخشد، زیرا شکوه خدا بر آن نور می داد و چراغ آن بره است.
۲۴
در نور او ملتها راه خواهند رفت و پادشاهان زمین همۀ جلال خود را به آنجا خواهند آورد.
۲۵
دروازه های شهر در روز بسته نمی شوند و شب نیز در آنجا نخواهد بود.
۲۶
ثروت و جلال ملتها به آنجا خواهد آمد،اما هیچ ناپاکی وارد آن نخواهد شد و نه کسی که گفتارش ناراست و کارهایش زشت و پلید است، بلکه تنها آن کسانی که نام شان در کتاب زندگی بره نوشته شده است به آن وارد می شوند.
۲۷
اما هیچ ناپاکی وارد آن نخواهد شد
و نه کسی که گفتارش ناراست و کارهایش زشت و پلید است،
بلکه تنها آن کسانی که نام شان
در کتاب زندگی بره نوشته شده است به آن وارد می شوند.
حسام الدین شفیعیان
جمعه 30 مهر 1400 ساعت 04:07
0 نظر
1264
1
...
21
22
صفحه
23
24
25
...
253