علیرضا اجلّی,داور ادبی,جایزه ادبی فانوس

علیرضا اجلی 1364-تهران


تحصیلات-

کارشناسی ارشد تئاتر ادبیات نمایشی-کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی

کتاب‌های چاپ شده:

مجموعه داستان «هم‌خانگی با متن»، نشر کتاب مس؛1393

رمان «مرد لاابالی بادکنک قرمزم را سوراخ می‌کند»، نشر چشمه؛ 1394

نمایشنامه‌ی «چند تکه‌ی لغزان...»، نشر کتاب مس؛ 1395

فیلمنامه و نمایشنامه:

نویسندگی و کارگردانی فیلم کوتاه داستانی« چهار و نیم متر» ؛1385

طراحی و کارگردانی فیلم کوتاه مستند «راوی سه چشم» ؛ 1387

مشاور کارگردان و نویسنده فیلم کوتاه داستانی «منتظر کسی نیستم»؛ 1388

مشاور کارگردان و نویسنده فیلم کوتاه داستانی «برگِرد برگرد»؛ 1390

نویسندگی و کارگردانی « اتاق 498»، دانشگاه البرز؛ اسفند1390

نویسنده‌ی نمایشنامه‌ی «اتاق 498»، به کارگردانی کامیار صالح‌پور، تالار حافظ؛ مرداد1394

نویسنده فیلمنامه ی سینمایی «رویای مردمضحک»، به کارگردانی بابک خرم دین؛ 1395

منتشر شده درمجلات و روزنامه ها:

نشستن زیر درخت زیتون و چشیدن طعم گیلاس،مروری بر فیلم شناسی عباس کیارستمی،شماره87،گلستانه؛ فروردین1387

واقعیت لمس ناشدنی...، نقدی بر مجموعه داستان "نگران نباش" نوشته " مهسا محبعلی" شماره112، گلستانه؛ اردیبهشت1390

شهرش ، گوسفندانش، نویسنده" " هاروکی موراکامی" شماره113، گلستانه؛ تیر1390

گفت و گو با جان آپدایک، شماره114، گلستانه؛ شهریور1390

دو عاشقانه سورئالیستی، شماره114، گلستانه؛ شهریور1390

درهم برهمی های ذهنی، شماره116، گلستانه؛ دی 1390

نگاه فرامد گرا به زبان کهن،شماره 116،گلستانه؛ دی1390

زایش معنا و معنازایی یا معنابافی درگفتمان امر بی معنا، شماره 118،گلستانه؛اردیبهشت1391

داستان کارگاهی،داستان غیر کارگاهی، یادداشتی برمجموعه داستان" آقای قاضی..." نوشته" فرحناز علیزاده" روزنامه آرمان، شماره2056، صفحه 9؛ یکشنبه 28 آبان 1391

جادوی شبح مدرن...، نقدی بر مجموعه داستان"برادرم رمضان"نوشته"تینا محمد حسینی" شماره122، گلستانه؛ دی 1391

بودریارو وانموده،نویسنده:" بران نیکول"ترجمه:" علیرضا اجلّی" شماره122،گلستانه؛ دی1391

داستان بیزارو،شماره124،گلستانه؛اردیبهشت1392

فرسودگی بی تحرک متن بی معنا، شماره124، گلستانه؛ اردیبهشت1392

و همکاری با مجلات صدا، تجربه، روزنامه ی شرق،فرهیختگان، روزان، آیت ماندگار و...

تقدیر و جوایز: 

جایزه ی اول و تندیس هفتمین جشنواره ی تئاتر دانشگاه سوره، بخش استاد چرمشیر

کاندید هجدهمین جشنواره ی تئاتر دانشگاهی،بخش استاد اکبر رادی

تقدیر شده ی اولین دوره ی جایزه ی ادبی ایران

جایزه ممتاز درجشنواره ی ادبی نویسندگی خلاق زیر نظر شادمان شکروی

دبیر اجرایی و داور مرحله ی مقدماتی اولین جایزه ی ادبی بین المللی لیراو

دبیر اجرایی و داور مرحله ی مقدماتی دومین جایزه ی ادبی بین المللی لیراو

داور سومین جایزه ی ادبی بین المللی لیراو



مصاحبه //ششمین دوره جایزه ادبی فانوس//فاطمه اندیشه//

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مصاحبه //ششمین دوره جایزه ادبی فانوس//

 

1-لطفا خودتان را معرفی کنید .

نام و نام خانوادگی-

فاطمه اندیشه

محل تولد و محل سکونت

محل تولد رفسنجان، ساکن تهران هستم

سابقه داستانویسی- لیسانس ادبیات نمایشی و از سال هشتاد و پنج به طور جدی آغاز به نوشتن کردم همکاری با مجله زن روز ، فرهنگ و هنر و چاپ داستان در ماهنامه گلستانه

 2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید؟ برگزاری جشنواره های ادبی اعم از خصوصی و دولتی باعث می شود اندیشه خلاقیت و آثار مختلف نویسنده های مختلف گرد هم بیاد و ایجاد فضا و انگیزه ای بشود برای خوب نوشتن و نیز در روند کیفی داستانویسی در کشور تاثیر مثبت بگذارد و در شرایطی که چاپ کتاب با محدودیت و شرایط خاصی صورت می گیرد جشنواره می تواند محفلی باشد برای دیده شدن و خوانده شدن .

3-به نظر شما چگونه باید فرهنگ سازی کرد تا حمایت های مردمی را به طرف جایزه های ادبی خصوصی سوق دادو جلب کرد؟  به نظرم امر بعیدی است ، در این زمینه حمایت دولتی ارجعیت دارد . اما بعید هم نیس که اگر از هر جشنواره یکی دو تا نویسنده لایق بیرون بیاد خود مردم آنها را می شناسند و مورد ارزیابی و حمایت قرار می دهند.در اینجا نقش داوری جشنواره ها با اتکا به کیفیت نه نظر فردی می تواند بسیار مهم باشد. وقتی مردم ببینند با داوری و انتخاب شایسه هر ساله تعدادی هر چند اندک نویسنده لایق ظهور می کند حتما که برای استمرار این امر از جشنواره ها حمایت می کنند.

4-نقش نهادهای دولتی که در امر فرهنگی و ادبی فعالیت مینمایند را در حمایت از جایزه های ادبی خصوصی چگونه ارزیابی و توقع شما به عنوان نویسنده از آنان چیست برای ادامه ی حیات بهتر و پویا تر این نوع فعالیت های خوب فرهنگی؟ برگزاری جشنواره های متعدد و ایجاد زمینه برای حرکت و دیده شدن نویسنده های نوپا . چون به نظرم به جز این جشنواره ها دیگر محل و محفلی برای مانور این افراد وجود ندارد جوایزی مثل لوح و تندیس می تواند محرک و امید و انگیزه ای باشدبرای یک نویسنده پر شور جوان که فقط نیاز به یک برانگیزاننده دارد برای تبلور. ضمن اینکه اگر نهادهای دولتی در حمایت نویسنده هایی که به عنوان نفرات برتر جشنواره ها  معرفی می شوند تلاش کنند مثل چاپ آثار آنها این خود به خود زمینه ای را فراهم می کند برای تشویق، انگیزه و رونق این جشنواره ها.

 

5-آینده ی ادبیات داستانی و شرایط حاضر آن را چگونه ارزیابی میکنید؟ علی الرغم مشگلات فراوانی که در زمینه مطبوعات و چاپ کتاب داریم هنوز جشنواره های فراوانی هستند و سالانه هزاران نفر آثاری خلق می کنند و در این جشنواره ها شرکت می کنند این یعنی امید، این یعنی داشتن نیروی جوان و خلاق در این زمینه پس به هر زحمتی هست چراغ آن را روشن نگه می داریم.

 

 

- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1- ادبیات داستانی- زندگی و دیگر هیچ

3- فانوس-از این به بعد برای من یعنی جشنواره

4-داستانویسان- جهانداران دنیای درون

5-داوران ادبی فانوس- نویسنده هایی با سلایق متفاوت

6-کتاب- یک چیزی مثل نفس

7-جایزه ادبی فانوس- همیشه پر نور باد

8-جایزه های ادبی خصوصی- محجور مانده

9-چاپ الکترونیک داستان- زیاد طعم دلچسبی ندارد

10-چاپ داستان بصورت کتاب- یک روزی یک جایی

11-حسام الدین شفیعیان. بنیانگذار و دبیرجایزه ادبی فانوس- فکر می کنم باید خیلی عاشق باشد

12-آینده ی جایزه ادبی فانوس- روز به روزش پرشورتر باد

 

با تشکر ششمین دوره جایزه ادبی فانوس

مصاحبه //ششمین دوره جایزه ادبی فانوس//احسان مرادی//

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مصاحبه //ششمین دوره جایزه ادبی فانوس//

 

1-لطفا خودتان را معرفی کنید .

 

احسان مرادی متولد 1370- محل تولد شهرستان ساوه – ساکن شهرستان ساوه – سابقه داستان نویسی 3 سال

 

 

 2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید؟ 

 

بدون شک این گونه جشنواره ها محفلی است برای نویسندگان جوانی که می خواهند استعداد و قوه نوشتنشان را ارزیابی کنند. و جشنواره فانوس این امتیاز را دارد تا داستان ها در معرض دید عموم قرار گیرد و سنجیده شود. چرا که در خیلی از جشنواره های دولتی جوایز و نفرات برگزیده اعلام می شود. اما هیچ گاه داستان هایشان در معرض دید و توجه عموم قرار نمی گیرد و تنها داوران و تعداد به خصوصی داستان ها را می خوانند.

 

 

3-به نظر شما چگونه باید فرهنگ سازی کرد تا حمایت های مردمی را به طرف جایزه های ادبی خصوصی سوق دادو جلب کرد؟

 

به نظرم هیچ گاه این امر صورت نمی گیرد. مگر اینکه آن جبهه از حمایت های مردمی وابسته به سازمان یا نهادی دولتی باشد یا اینکه فرد حمایت کننده خود در این راستا قدم بردارد. از این رو شناسایی و کشف این گونه افراد حامی نیازمند تجربه و کسانی که در این رابطه ارتباطات فراوانی دارند و می توانند به نفع ادبیات ، جایزه ادبی تولید و حفظ بفرمایند.

 

4-نقش نهادهای دولتی که در امر فرهنگی و ادبی فعالیت مینمایند را در حمایت از جایزه های ادبی خصوصی چگونه ارزیابی و توقع شما به عنوان نویسنده از آنان چیست برای ادامه ی حیات بهتر و پویا تر این نوع فعالیت های خوب فرهنگی؟

 

نهادهای دولتی به واسطه سرمایه گذاری در این امر می توانند چراغی باشند در کوره راه جایزه های ادبی. چرا که داستان نویسی نیز همچون دیگر هنرها مشقت فراوانی می طلبد و وقت گیر است. از این رو نویسندگان نیز به همین جوایز و پولی که برنده می شود اتکا می کند. که شاید گروهی با خلاقیت و استعداد به این واسطه از محیط دوار ادبیات داستانی خارج شوند و آنگاه باید تاسف خورد.

توقع من به عنوان نویسنده این است تا مراکز و نهادها و کسانی که حامی ترویج ادبیات هستند به داستان نویسان نیز اعتماد کنند و در بسیاری از جنبه های هنر به آنان فرصت دیده شدن بدهند.

 

5-آینده ی ادبیات داستانی و شرایط حاضر آن را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

 تنها به طور پیش فرض می توانم در این باره قضاوت کنم. طیف وسیعی از علاقه مندان در این زمینه وجود دارند. گاهی آنهایی که در این زمینه استعداد چشمگیری دارند کنار گذاشته می شوند و گاهی آنهایی که با واسطه کتاب چاپ می کنند و معروف می شوند در حالیکه دانش کمی در زمینه ادبیات داستانی دارند. یا آنهایی که در این زمینه دانشش را فرا گرفته اند، کم کارند و با ادبیات جهان پیش نمی روند بلکه به ادبیات ماقبل خودشان دل بسته اند. امیدوارم ادبیات ایران نیز همچون ادوار گذشته به سمت جهانی شدن میل کند و کشورهای دیگر شاهد رشد و نفوذ نویسندگان ایرانی در کل ادبیات جهان باشند و همچنان که ما از آنها تاثیر گرفته ایم، آنها نیز از ما تاثیر بگیرند.

- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1- ادبیات داستانی- نوشتن و دیگر هیچ

3- فانوس- روزنه نوری در گریز از بادهای مخالف

4-داستانویسان- پروانه های دور فانوس

5-داوران ادبی فانوس- هسته مرکزی نمو نویسندگان نوپا

6-کتاب- صنعت رو به رشد ادبیات داستانی

7-جایزه ادبی فانوس- شمعی در باد

8-جایزه های ادبی خصوصی- کمک به جریان ادبیات جهانی

9-چاپ الکترونیک داستان- در معرض عموم

10-چاپ داستان بصورت کتاب- هنوز زود است

11-حسام الدین شفیعیان. بنیانگذار و دبیرجایزه ادبی فانوس- دوستدار نویسندگان نوپا

12-آینده ی جایزه ادبی فانوس-  نیل به فانوس های بیشتر

 

با تشکر ششمین دوره جایزه ادبی فانوس

مصاحبه //ششمین دوره جایزه ادبی فانوس//آریا معصومی//

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مصاحبه //ششمین دوره جایزه ادبی فانوس//

 

1-لطفا خودتان را معرفی کنید .

نام و نام خانوادگی-

آریا معصومی هستم

محل تولد و محل سکونت-

استان کهگیلویه و بویراحمد- شهر دهدشت

سابقه داستانویسی-  

از سال 89شروع به نوشتن کردم و در این مدت برگزیده بیش از 60 جشنواره شعر و داستان کوتاه ایران شدم. یک مجموعه داستان به اسم آدم های معروف دستشویی نمی روند با نشر فرهنگ ماناو یک مجموعه شعر به اسم تنهایی خانم این خانه است  با نشر شانی  چاپ کرده ام

 2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید؟ 

 در کشوری که متاسفانه آنچنان که باید به ادبیات واقعی توجه نمیشود، وجود همچین جایزه ها و جشنواره هایی خوب هست و به روند ادبیات ما کمک می کند.ما در کشوری زندگی می کنیم که مافیا در همه چیز حرف اول را می زند، شعر و داستان( بیشتر شعر) نیز مافیای خاص خودش را دارد و آدم هایی هستند که به جای بزرگی در ادبیات به دزدی مشغولند. بعضی از جشنواره ها و جایزه ها هستند که آدم وقتی با موضوعشان روبه رو می شود برای یک لحظه می خواهد بالا بیاورد. حتی اسم درست و حسابی رویشان نگذاشته اند. خود من در اوایل از  فکر می کردم ملاک جشنواره ها هستند و بعد ها فهمیدم که در ادبیات هیچ چیزی ملاک نیست جز کتابی که نویسنده بیرون می دهد و آن هم گذشت سال ها باید تصمیم بگیرد در موردش. الان هم فقط در تعدادی از جشنواره ها شرکت می کنم که واقعا احساس می کنم سرشان به تن ادبیات می ارزد( فکر کنم قبلا کمی شهرستانی با قضیه برخورد کرده ام،شاید سن و سالم هم دخیل بوده باشد)

3-به نظر شما چگونه باید فرهنگ سازی کرد تا حمایت های مردمی را به طرف جایزه های ادبی خصوصی سوق و جلب کرد؟

 متاسفانه ادبیات جایگاه خاص خودش را در بین مردم از دست داده است به معنای عام و تعداد افراد خاصی هستند که دارند ادبیات را دنبال می کنند. البته من وقتی می نویسم برایم عام و خاص ندارد و عا را هم بیشتر از خاص مد نظر دارم.واقعا من نمی دانم که باید به چه شیوه ای یاسد فرهنگ سازی کرد ولی می دانم افرادی هستند که به راحتی از چنین جشنواره ها و جایزه هایی .

4-نقش نهادهای دولتی که در امر فرهنگی و ادبی فعالیت مینمایند را در حمایت از جایزه های ادبی خصوصی چگونه ارزیابی و توقع شما به عنوان نویسنده از آنان چیست برای ادامه ی حیات بهتر و پویا تر این نوع فعالیت های خوب فرهنگی؟

 نهاد های دولتی اسمشان رویشان هست و بیشتر از اینکه بفکر ادبیات باشند به فکر خودشان هستند و سعی می کنند ادبیات را دربند دولت بکشند . درحالی که ادبیات چیز دولتی نیست و نویسنده های واقعی هم این را به خوبی می داند. می بینیم که نویسنده ها چگونه گاه گاه طوری دورشان می زنند که خودشان نمی دانند از کجا خورده اند.متاسفانه اگر شهرستانی باشی مجبوری برای سکوی پرتاب از نقش این نهاد های دولتی استفاده کنی ولی اگر نپری باید تا آخر عمرت روی سکوی پرتاب نهاد های دولتی بمانی و با خودت فکر کنی که در اوج هستی در حالی که این مردم هستند که تصمیم می گیرند. چیزهای زیادی در آسمان هست ولی همه پرنده نیستند جز آنکه یک روز گلوله ای زمین گیرش کند. گاهی وقت ها باید پول خونت را قبل از پرواز گرفته باشی

5-آینده ی ادبیات داستانی و شرایط حاضر آن را چگونه ارزیابی میکنید؟

 من هربار که بمیرم دوباره متولد می شوم  پس حداقل یک نفر همیشه هست که داستان بخواند و فکر کنم کافی باشد

 

- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1- ادبیات داستانی-

راهی برای خدا شناسی

3- فانوس-

مادر بزرگ

4-داستانویسان-

تنهایی ها

5-داوران ادبی فانوس-

بورکه کردن

6-کتاب-

بوی کاغذ

7-جایزه ادبی فانوس-

کمی آزادی

8-جایزه های ادبی خصوصی-

حس پرواز

9-چاپ الکترونیک داستان-

بوی خاک نم گرفته نمیده

10-چاپ داستان بصورت کتاب-

دوست دارم

11-حسام الدین شفیعیان. بنیانگذار و دبیرجایزه ادبی فانوس-

فکر کنم بیشتر از سنش زنده بمونه

12-آینده ی جایزه ادبی فانوس-

امیدوارم همیشه فانوس بمونه تا از حال و هوای صداقت و پاکی روستاییش بیرون نیاد

با تشکر ششمین دوره جایزه ادبی فانوس

مصاحبه //پنجمین دوره جایزه ادبی فانوس//علی محمدی//

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مصاحبه //پنجمین دوره جایزه ادبی فانوس//

 

1-لطفا خودتان را معرفی کنید .

نام و نام خانوادگی-

از شهر-

شهر محل تولد-

شهر محل سکونت-

سابقه داستانویسی-  

 2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید؟ 

 

3-انجمن های ادبی و کارگاه ها و محافل داستانویسی را در رشد و شکوفایی استعدادها و یادگیری اصولی و تخصصی داستانویسی را چگونه ارزیابی میکنید؟ 

 

4-فکر میکنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلیش را هم عنوان نمایید؟

 

5-چطور نقد ادبی و در کل نقد کردن داستان را اصولی میدانید و مزایا ی یک نقد خوب و در عوض فرایند نقد های غیر اصولی و اثر آن را در نویسنده عنوان نمایید؟

 

 

- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1- ادبیات داستانی-

3- فانوس-

4-داستانویسان-

5-آخرین دوره فانوس-

6-کتاب-

7-جایزه ادبی فانوس-

8-جایزه های ادبی خصوصی-

9-چاپ الکترونیک داستان-

10-چاپ داستان بصورت کتاب-

 

 

سلام

علی محمدی خاورانی هستم

ساکن شهر اصفهان
اصالتا اهل آبادان
حدود ده سال هست که به صورت حرفه ای کار داستان و داستان نویسی میکنم
فکر میکنم جایزه های ادبی جز نقش انگیزه دادن به صاحب اثر و ترقیب او به ادامه ی کار اثر دیگری در حرفه ی او نداشته باشند. انسانها ذاتا علاقه دارند که مورد تایید قرار بگیرند
انجمن های ادبی اگر تبدیل به محفل نشوند برای تایید و یا کوبیدن اثری میتوانند مفید باشند. کما اینکه من سالها عضو انجمن داستان نویسان اصفهان بودم. و این شش هفت سال اخیر کار اجرایی هم در آنجا انجام دادم
در مورد داستان کوتاه و یا رمان فکر میکنم تفاوتی در کل اثر وجود ندارد. این شکل دیدگاه نویسنده و صاحب اثر نسبیت به اجتماع و حوزه ای است که در آن کار میکند. و بالاخره هر کدام طرفدار عام یا خاص خودش را خواهد پیدا کرد.
و نقد: فکر میکنم و البته خیلی دوست دارم نقدهایی را بشنوم که نویسنده تمام تلاشش را کرده تا پیچیدگی درماتیکی و یا تکنیک خاصی را در اثر بوجود بیاورد و منتقد تیزبین با دقت متوجه آن شده و به آن اشاره میکند. حالا اینکه این پیچش خوب از کار درآمده یا نه جزو مسائل ثانویه است.
و در کل مطمئنم کتاب باید به صورت چاپی و با ناشری معتبر تولید شود.

با سپاس

علی محمدی خاورانی